Skip to main content
Home

Main navigation

  • english
  • deutsch
  • francais
  • فارسی
  • türkçe
  • Home
User account menu
  • Log in
contact us | Berlin | Bielefeld | Bremen | Hamburg | Jena | Wuppertal
Find out what's going on in Berlin, Bremen, Göttingen, Hamburg, Jena, NRW, Nürnberg, Bramsche-Hesepe

Breadcrumb

  1. Home

دادگاه آلمان پلیس را در مورد قتل اوری جالو تبرئه كرد

By kandolo, 14 December, 2008

دادگاه آلمان پلیس را در مورد قتل اوری جالو تبرئه كرد

فریدون گیلانی

gilani@f-gilani.com www.f-gilani.com

پس از چهار سال كشمكش ، دادگاهی كه از ساعت 9 صبح تا هفت شب در شهر « دسائو » ی آلمان – از شهرهای فاشیست نشین شرق آلمان – ، به عنوان مرحله نهائی دادرسی تشكیل شد ، بنا به ساختار مدیریت اداری حاكم بر حاكمیت بورژوازی عنان گسیخته ، دو قاتل پلیس را كه در زندان شهر دسائو ، اوری جالوی سیاه پوست را سوزانده بودند ، تبرئه كرد و مقتول محكوم شد كه فندكی را در شورت خود مخفی كرده بوده است ! وكلای پلیس ، كه شرم برایشان و اربابان شان باد ، با تردستی و درحضور همه تلویزیون ها و رسانه های خبری آلمان ، كار را به جائی رساندند كه قاضی در نهایت اعلام كند كه آن دادگاه صلاحیت عمیق تر شدن در آن پرونده را ندارد و بر آن است كه اوری جالو با دست و پای زنجیر شده در زندان ، فندكی را كه زیر شورت خود مخفی كرده بوده در آورده و خود را آتش زده ! به نظر دادگاه تنها « اهمال ! » آن بوده كه اولا آن سیاه پوست تحت ستم تاریخی را خوب بازرسی بدنی نكرده بودند ، ثانیا دیر برای اطفای حریق به سلول رسیده اند! آیا در مورد دكتر زهره بنی یعقوب در زندان همدان و نمونه های فراوانی از این دست در زندان های جمهوری اسلامی – سرمایه داری ، شیوه حیله گری و تردستی در وارونه جلوه دادن واقعیت ، غیراز این بود و بوده و هست ؟! سرمایه داری جهانی – كه آلمان از حلقه های موثر آن است – واقعا استاد خوبی برای شاگردان اسلامیست ، یا بنیادگرای خود بوده است .

در سال 2005 ، پلیس شهر « دسائو » كه حتی میان خود آلمانی ها به یكی از مراكز فعال نئونازی ها معروف است ، اوری جالو را بدون آن كه مرتكب جرمی شده باشد ، به این عنوان كه مدارك اقامتش كافی نیست ، می گیرد و به زندان می برد . اوری جالو به شدت و با فریاد اعتراض می كند . پلیس ، حتی در زندان به او دست بند و پابند می زند و روی تشكی از جنس نسور می خواباند . بعد اوری جالو آتش می گیرد و كاملا می سوزد . وقتی كه سوخت ، حتی بنا به ادعای وكلای مدافع پلیس و دادستان ، زندانبانان تازه متوجه می شوند كه حریق را خاموش كنند !

زندان های آلمان ، كه من خود بارها به خاطر اعتراض هایم در آن ها بوده ام ، اساسا از جنس سخت و نسوز است . تشكی هم كه او را در آن به بند كشیده بودند ، نسوز بود . آفریقائی های تظاهر كننده كه به همراه نیروهای كاروان سراسری دفاع از حقوق پناهنده ، مجمع صدای پناهنده ، حزب سوسیالیست ایران و بسیاری از سازمان ها و نهادهای دفاع از حقوق پناهنده و جوانان ضد نازیسم و ضد فاشیسم در مقابل دادگاه شعار می دادند ، در حضور دوربین های تلویزیون ، عین صحنه را ، منتها با تشك عادی بیست یوروئی كه قابل اشتعال است ، به نمایش گذاشتند . تشك قابل اشتعال را جلو در وردی دادگاهی كه جریان داشت گذاشتند ، یك آفریقائی به نام مختار را ، به همان حالت روی تشك خواباندند . مختار با دستی كه در زنجیر بودن را نمایش می داد ، فندك را از زیر شورتش در آورد و به لبه تشك گرفت كه آتش بگیرد . پس از مدتی و چند بار تلاش برای روشن كردن فندك ، سرانجام موفق شد ، اما آتش – در تشك قابل اشتعال – ، چنان كند پیش می رفت كه با یك حركت دست خاموش شد . این نمایش به طور وضوح نشان می داد كه اوری جالو در چنان حالت و شرایطی ، نمی توانسته است ، حتی اگر فندكی را پنهان كرده بوده ، تشك غیرقابل اشتعال را با فندك آتش بزند و خودش را بسوزاند . نكته مهم تر آن كه چرا باید اوری جالو یا انسان زیر ستم دیگری چون او ، همیشه فندكی را در شورت خود پنهان كنند تا در هر فرصتی كه پیش آمد ، دست به خود سوزی بزنند؟! به قول قدیمی ها ، این استدلال ، مرغ پخته را هم به خنده می اندازد . ولی دادگاه حتی توجهی به مرغ های پخته و آن همه دوربین و خبرنگار ظاهرا زنده هم نكرد .

جالب این جاست كه دو سال پیش از سوزاندن اوری جالو نیز ، سیاه پوست دیگری را نئونازی های شهر در میدانی آتش زدند و پلیس زمانی دخالت كرد كه آن آفریقائی سوخته بود . آفریقائی دیگری را هم به نام دومینیك ، پلیس شهر دروتموند با گلوله از فاصله پنج متری از پشت در ناحیه قلب هدف گرفت و او را كشت . آن پلیس هم تبرئه شد . پلیس هائی هم كه خود مرا از ناحیه گوش راست ناقص كرده اند و آن گونه وحشیانه مرا انداخته اند و بر كمرم نشسته اند و به زندان برده اند ، لابد در آینده ای كه پس از یك سال هنوز معلوم نیست كی باشد ، خواهند گفت من خودم گوشم را به دست پلیس زده ام و خودم خودم را به زمین انداخته ام تا كار آن ها را برای هجوم گرگ واره و دستبند زدن آسان كنم !

نكته متناقض با رای دادگاه این است كه : 1 – دو سال پیش شهردار شهر مادر اوری جالو را از كشورش به آلمان دعوت كرد و با دست گل به دیدار او رفت . 2 – مدیریت شهر برادر اوری جالو را از كشورش برای شركت در دادگاه به آلمان آورد . برادر او در مقابل دوربین های تلویزیونی و مطبوعات آلمان گفت : پدر من و خود من می خواهیم واقعیت را بدانیم . 3 – دادگاه اصرار می ورزید كه خانواده اوری جالو با پذیرفتن 5000 یورو رضایت دهند . 4 – برادر اوری جالو در حالی كه بغض آلود سخن می گفت ، اظهار داشت كه پدر من ، مادر من ، خود من و همه خانواده مان، در حالی كه به خاطر نتایج استعمار و دولت های دست نشانده ، در مملكت نفت خیز نیجریه در فقر زندگی می كنیم ، پیشنهاد می كنیم كه دادگاه پنج هزار یورو را به بچه های نیازمند آلمانی بدهد و به ما فقط واقعیت را بگوید كه چگونه و چرا برادرم را در زندان سوزنده اند . 5 – بنا به شواهد و قرائنی كه وجود دارد و در سطح مطبوعات آلمان منتشر هم شده است ، نئونازی ها در دستگاه های دولتی ، از جمله در رده های بالای پلیس ، نفوذ گسترده ای دارند .

پس از ساعت ها ایستادن در مقابل دادگاه دسائو ، تظاهر كنندگان تصمیم گرفتند در شهر حركت كنند و برگردند به محل دادگاه . پس دو بخش شدیم ، بخشی در محوطه دادگاه و رو به روی آن ماندند و بخشی كه به زحمت دویست نفر می شدند ، با شعار های « اوری جالو را كشته اند ! » ، «‌ زنده باد همبستگی بین المللی ! » و « پلیس آلمان آدم كش و فاشیست است ! » در شهر به حركت در آمدند . پلیس عملا لشكر كشی و لشكرآرائی كرده بود و كوماندوهایش را هم به میدان آورده بود كه كمتر از پاسداران و بسیجی ها و اطلاعاتی های جمهوری اسلامی تهاجمی عمل نمی كنند و در زبان نفهمی و اطاعت كوركورانه هم دست كمی از آنان ندارند .

پلیس ، به حالت لوگوی جنگ های ناپلئون ، از چهار طرف تظاهر كنندگان را محاصره كرده بود . و قدم به قدم ، بدون هیج دلیلی ، راه را برایشان می بست ، با آنان درگیر می شد و دردسر ایجاد می كرد و مسیرشان را تغییر می داد تا كار دادرسی ! تمام شود . من كه در این مرحله كارت خبرنگاری بین المللی را به گردن آویخته بودم و به پشت خط محاصره آمده بودم ، چندبار از پلیسی كه مسئوول خونسرد ماجرا بود ، پرسیدم : ‌دلیلی دارد كه شما راه را بر حركت تظاهر كنندگان می بندید ؟ هر با جواب می داد : الان راه باز می شود . و البته بزرگواری ! كرد و این بار مثل 15.12.2007 كوماندوها را نریخت سرم كه چرا سئوال كرده ام .

تظاهركنندگان ، زیر فشار ، تحریك و ضرب و شتم پلیس ، سرانجام با فشار راه را باز كردند و به جلو دادگاه رسیدند . پلیس محاصره را كامل تر كرد . پرژوكتور ها روشن شدند و حالت حمله تقویت شد . در یكی از مراحل ، درست رو به روی در دادگاه ، ناگهان یكی از واحدهای كوماندوئی هجوم برد تا یكی همرزمان آفریقائی ما را كه تند و تیز سخنرانی می كرد ، شكار كند . هشیاری تظاهركنندگان ، و سرعت واكنش آنان ، چنان بود كه مثل برق او را در چند خط حفاظتی قرار دادند و پلیس موفق به ربودن او نشد .

در پایان اعلام رای غیر عادلانه دادگاه ، متوجه شدیم كه جوان سیاه پوست دیگری به نام آبراهام را در جریان تظاهرات اعتراضی دستگیر كرده اند . تظاهر كنندگان گفتند تا او را آزاد نكنند ، تا صبح هم كه شده همان جا خواهیم ماند . پلیس ، زیر فشار مردم ، مجبور شد آبراهام را آزاد كند . این مبارزه ، برای رفتن به دادگاه های بالاتر آلمان و بین المللی ادامه خواهد یافت . روز هشتم ژانویه تظاهرات گسترده ای در همان شهر دسائو برپا می شود و از سراسر آلمان ، همه ملیت ها می آیند . اگر شما هم خواستید بیائید ، با تلفن 563 25 83 – 171 – 0049 با با ایمیل من در بالا تماس بگیرید .

نوام چامسكی در كتاب فهم قدرت می گوید دونفر هم كه علیه قدرت غالب اقدام كنند ، ضریه ای بر پیكره این قدرت وارد می شود . اگر هرجا كه هستیم علیه جنایات این قدرت دست به عمل بزنیم ، حكومت مردم بر مردم ، به این فاجعه جهانی سرمایه داری و ارتجاع پایان خواهد داد ، والا كه سركوبی و بی عدالتی ، همواره دست افزار قدرتمندان است .

نهم دسامبر2008

Campaign
Police brutality

Der Kampf von Flüchtlingen braucht Geld!

Die Karawane ist maßgeblich auf Spenden angewiesen. Unsere Organisation besteht überwiegend aus Flüchtlingen, die (wenn überhaupt) nur über sehr geringe finanzielle Mittel verfügen. Aus diesem Grunde haben wir 2008 den „Förderverein Karawane e. V.” gegründet. Unser Verein ist als gemeinnützig anerkannt und kann deswegen auf Wunsch Spendenquittungen ausstellen, so dass sie steuerlich absetzbar sind. Wenn bei der Überweisung die Adresse mit angegeben wird, verschicken wir die Spendenbescheinigung automatisch spätestens am Anfang des Folgejahres.

Kontakt: foerderverein(at)thecaravan.org

Unsere Bankverbindung lautet:
Förderverein Karawane e.V.
Kontonummer
: 40 30 780 800
GLS Gemeinschaftsbank eG
BLZ: 430 609 67

IBAN: DE28430609674030780800
BIC: GENODEM1GLS

Secondary menu

  • Help
  • Impressum

10-Jähriges Jubiläum der Karawane

Sammlung aller texte zum 10 jährigen Jubiläum der Karawane all texts of the 10-years anniversairy of the CARAVAN for the rights of refugees and migrants