دادگاه آلمان پلیس را در مورد قتل اوری جالو تبرئه كرد
فریدون گیلانی
gilani@f-gilani.com www.f-gilani.comپس از چهار سال كشمكش ، دادگاهی كه از ساعت 9 صبح تا هفت شب در شهر « دسائو » ی آلمان – از شهرهای فاشیست نشین شرق آلمان – ، به عنوان مرحله نهائی دادرسی تشكیل شد ، بنا به ساختار مدیریت اداری حاكم بر حاكمیت بورژوازی عنان گسیخته ، دو قاتل پلیس را كه در زندان شهر دسائو ، اوری جالوی سیاه پوست را سوزانده بودند ، تبرئه كرد و مقتول محكوم شد كه فندكی را در شورت خود مخفی كرده بوده است ! وكلای پلیس ، كه شرم برایشان و اربابان شان باد ، با تردستی و درحضور همه تلویزیون ها و رسانه های خبری آلمان ، كار را به جائی رساندند كه قاضی در نهایت اعلام كند كه آن دادگاه صلاحیت عمیق تر شدن در آن پرونده را ندارد و بر آن است كه اوری جالو با دست و پای زنجیر شده در زندان ، فندكی را كه زیر شورت خود مخفی كرده بوده در آورده و خود را آتش زده ! به نظر دادگاه تنها « اهمال ! » آن بوده كه اولا آن سیاه پوست تحت ستم تاریخی را خوب بازرسی بدنی نكرده بودند ، ثانیا دیر برای اطفای حریق به سلول رسیده اند! آیا در مورد دكتر زهره بنی یعقوب در زندان همدان و نمونه های فراوانی از این دست در زندان های جمهوری اسلامی – سرمایه داری ، شیوه حیله گری و تردستی در وارونه جلوه دادن واقعیت ، غیراز این بود و بوده و هست ؟! سرمایه داری جهانی – كه آلمان از حلقه های موثر آن است – واقعا استاد خوبی برای شاگردان اسلامیست ، یا بنیادگرای خود بوده است .
در سال 2005 ، پلیس شهر « دسائو » كه حتی میان خود آلمانی ها به یكی از مراكز فعال نئونازی ها معروف است ، اوری جالو را بدون آن كه مرتكب جرمی شده باشد ، به این عنوان كه مدارك اقامتش كافی نیست ، می گیرد و به زندان می برد . اوری جالو به شدت و با فریاد اعتراض می كند . پلیس ، حتی در زندان به او دست بند و پابند می زند و روی تشكی از جنس نسور می خواباند . بعد اوری جالو آتش می گیرد و كاملا می سوزد . وقتی كه سوخت ، حتی بنا به ادعای وكلای مدافع پلیس و دادستان ، زندانبانان تازه متوجه می شوند كه حریق را خاموش كنند !
زندان های آلمان ، كه من خود بارها به خاطر اعتراض هایم در آن ها بوده ام ، اساسا از جنس سخت و نسوز است . تشكی هم كه او را در آن به بند كشیده بودند ، نسوز بود . آفریقائی های تظاهر كننده كه به همراه نیروهای كاروان سراسری دفاع از حقوق پناهنده ، مجمع صدای پناهنده ، حزب سوسیالیست ایران و بسیاری از سازمان ها و نهادهای دفاع از حقوق پناهنده و جوانان ضد نازیسم و ضد فاشیسم در مقابل دادگاه شعار می دادند ، در حضور دوربین های تلویزیون ، عین صحنه را ، منتها با تشك عادی بیست یوروئی كه قابل اشتعال است ، به نمایش گذاشتند . تشك قابل اشتعال را جلو در وردی دادگاهی كه جریان داشت گذاشتند ، یك آفریقائی به نام مختار را ، به همان حالت روی تشك خواباندند . مختار با دستی كه در زنجیر بودن را نمایش می داد ، فندك را از زیر شورتش در آورد و به لبه تشك گرفت كه آتش بگیرد . پس از مدتی و چند بار تلاش برای روشن كردن فندك ، سرانجام موفق شد ، اما آتش – در تشك قابل اشتعال – ، چنان كند پیش می رفت كه با یك حركت دست خاموش شد . این نمایش به طور وضوح نشان می داد كه اوری جالو در چنان حالت و شرایطی ، نمی توانسته است ، حتی اگر فندكی را پنهان كرده بوده ، تشك غیرقابل اشتعال را با فندك آتش بزند و خودش را بسوزاند . نكته مهم تر آن كه چرا باید اوری جالو یا انسان زیر ستم دیگری چون او ، همیشه فندكی را در شورت خود پنهان كنند تا در هر فرصتی كه پیش آمد ، دست به خود سوزی بزنند؟! به قول قدیمی ها ، این استدلال ، مرغ پخته را هم به خنده می اندازد . ولی دادگاه حتی توجهی به مرغ های پخته و آن همه دوربین و خبرنگار ظاهرا زنده هم نكرد .
جالب این جاست كه دو سال پیش از سوزاندن اوری جالو نیز ، سیاه پوست دیگری را نئونازی های شهر در میدانی آتش زدند و پلیس زمانی دخالت كرد كه آن آفریقائی سوخته بود . آفریقائی دیگری را هم به نام دومینیك ، پلیس شهر دروتموند با گلوله از فاصله پنج متری از پشت در ناحیه قلب هدف گرفت و او را كشت . آن پلیس هم تبرئه شد . پلیس هائی هم كه خود مرا از ناحیه گوش راست ناقص كرده اند و آن گونه وحشیانه مرا انداخته اند و بر كمرم نشسته اند و به زندان برده اند ، لابد در آینده ای كه پس از یك سال هنوز معلوم نیست كی باشد ، خواهند گفت من خودم گوشم را به دست پلیس زده ام و خودم خودم را به زمین انداخته ام تا كار آن ها را برای هجوم گرگ واره و دستبند زدن آسان كنم !
نكته متناقض با رای دادگاه این است كه : 1 – دو سال پیش شهردار شهر مادر اوری جالو را از كشورش به آلمان دعوت كرد و با دست گل به دیدار او رفت . 2 – مدیریت شهر برادر اوری جالو را از كشورش برای شركت در دادگاه به آلمان آورد . برادر او در مقابل دوربین های تلویزیونی و مطبوعات آلمان گفت : پدر من و خود من می خواهیم واقعیت را بدانیم . 3 – دادگاه اصرار می ورزید كه خانواده اوری جالو با پذیرفتن 5000 یورو رضایت دهند . 4 – برادر اوری جالو در حالی كه بغض آلود سخن می گفت ، اظهار داشت كه پدر من ، مادر من ، خود من و همه خانواده مان، در حالی كه به خاطر نتایج استعمار و دولت های دست نشانده ، در مملكت نفت خیز نیجریه در فقر زندگی می كنیم ، پیشنهاد می كنیم كه دادگاه پنج هزار یورو را به بچه های نیازمند آلمانی بدهد و به ما فقط واقعیت را بگوید كه چگونه و چرا برادرم را در زندان سوزنده اند . 5 – بنا به شواهد و قرائنی كه وجود دارد و در سطح مطبوعات آلمان منتشر هم شده است ، نئونازی ها در دستگاه های دولتی ، از جمله در رده های بالای پلیس ، نفوذ گسترده ای دارند .
پس از ساعت ها ایستادن در مقابل دادگاه دسائو ، تظاهر كنندگان تصمیم گرفتند در شهر حركت كنند و برگردند به محل دادگاه . پس دو بخش شدیم ، بخشی در محوطه دادگاه و رو به روی آن ماندند و بخشی كه به زحمت دویست نفر می شدند ، با شعار های « اوری جالو را كشته اند ! » ، « زنده باد همبستگی بین المللی ! » و « پلیس آلمان آدم كش و فاشیست است ! » در شهر به حركت در آمدند . پلیس عملا لشكر كشی و لشكرآرائی كرده بود و كوماندوهایش را هم به میدان آورده بود كه كمتر از پاسداران و بسیجی ها و اطلاعاتی های جمهوری اسلامی تهاجمی عمل نمی كنند و در زبان نفهمی و اطاعت كوركورانه هم دست كمی از آنان ندارند .
پلیس ، به حالت لوگوی جنگ های ناپلئون ، از چهار طرف تظاهر كنندگان را محاصره كرده بود . و قدم به قدم ، بدون هیج دلیلی ، راه را برایشان می بست ، با آنان درگیر می شد و دردسر ایجاد می كرد و مسیرشان را تغییر می داد تا كار دادرسی ! تمام شود . من كه در این مرحله كارت خبرنگاری بین المللی را به گردن آویخته بودم و به پشت خط محاصره آمده بودم ، چندبار از پلیسی كه مسئوول خونسرد ماجرا بود ، پرسیدم : دلیلی دارد كه شما راه را بر حركت تظاهر كنندگان می بندید ؟ هر با جواب می داد : الان راه باز می شود . و البته بزرگواری ! كرد و این بار مثل 15.12.2007 كوماندوها را نریخت سرم كه چرا سئوال كرده ام .
تظاهركنندگان ، زیر فشار ، تحریك و ضرب و شتم پلیس ، سرانجام با فشار راه را باز كردند و به جلو دادگاه رسیدند . پلیس محاصره را كامل تر كرد . پرژوكتور ها روشن شدند و حالت حمله تقویت شد . در یكی از مراحل ، درست رو به روی در دادگاه ، ناگهان یكی از واحدهای كوماندوئی هجوم برد تا یكی همرزمان آفریقائی ما را كه تند و تیز سخنرانی می كرد ، شكار كند . هشیاری تظاهركنندگان ، و سرعت واكنش آنان ، چنان بود كه مثل برق او را در چند خط حفاظتی قرار دادند و پلیس موفق به ربودن او نشد .
در پایان اعلام رای غیر عادلانه دادگاه ، متوجه شدیم كه جوان سیاه پوست دیگری به نام آبراهام را در جریان تظاهرات اعتراضی دستگیر كرده اند . تظاهر كنندگان گفتند تا او را آزاد نكنند ، تا صبح هم كه شده همان جا خواهیم ماند . پلیس ، زیر فشار مردم ، مجبور شد آبراهام را آزاد كند . این مبارزه ، برای رفتن به دادگاه های بالاتر آلمان و بین المللی ادامه خواهد یافت . روز هشتم ژانویه تظاهرات گسترده ای در همان شهر دسائو برپا می شود و از سراسر آلمان ، همه ملیت ها می آیند . اگر شما هم خواستید بیائید ، با تلفن 563 25 83 – 171 – 0049 با با ایمیل من در بالا تماس بگیرید .
نوام چامسكی در كتاب فهم قدرت می گوید دونفر هم كه علیه قدرت غالب اقدام كنند ، ضریه ای بر پیكره این قدرت وارد می شود . اگر هرجا كه هستیم علیه جنایات این قدرت دست به عمل بزنیم ، حكومت مردم بر مردم ، به این فاجعه جهانی سرمایه داری و ارتجاع پایان خواهد داد ، والا كه سركوبی و بی عدالتی ، همواره دست افزار قدرتمندان است .
نهم دسامبر2008